*روزهای پاییزی*
سلام نفس منـــــ
خوبی عشق مامان؟الهی من فدات بشم پسرنازنینم
خب...اول ازهمه ازت معذرت میخوام که کلی تنبل شدم ووبلاگت روآپدیت نمیکنم.
جونم برات بگه که امسال مدرسه رفتنت فرق کرده وکلی آقاشدی واصلااذییت نمیکنی وکلی هم عاقل شدی الهی من دورت بگردم.
سیزده آبان تولدت بود
*فرشته ی من تولدت مبارک*
انشاالله همیشه تنت سالم باشه،لبات خندون باشه،وتوزندگیت موفق باشی.
خب صبح بامامانم رفتیم بهداشت تاواکسنتوبزنیم باکلی انرژی رفتی وهمش میگفتی من نمیترسم من مردهستم😊خلاصه واکسنوزدیم وکلی دردوعذاب کشیدی فدات بشم من کاش همه درداتومن میکشیدم.بهونه آوردی وخونه نرفتی وگفتی بریم خونه آنا(مادربزرگ من).رفتیم اونجاوشبم اومدیم خونه مامانم هم دردداشتی هم تب دستتم اصلانمیتونستی تکون بدی.فرداش بایدمیبردمت مهدبراسنجش باهزارمکافات رفتیم اونجاوشکرخداسالم بودی.اونجابامدیرتون صحبت کردم که هفته ی بعدتولدتواونجابرگزارکنیم وتوکامل خوب بشی.دوسه روزبعدباسامان دعوات شد وگفتی تومهدتولدنمیخوام.(سامان پسرخاله ی من همکلاسی آرتین).
خلاصه تصمیم گرفتی تولدرووقتی برف اومدبریم توپارک بگیریم .که بعداازاونم منصرف شدی.
بیست ودوی آبان اسباب کشی کردیم خونه مونوفروختیم ویه زمین خریدیم وحالانزدیک مامانم اینااجاره کردیم واینجاهم همش اونجامیمونی کیف وکتاب ولباساتم اونجاس فقط گاهی میای به ماسرمیزنی ومیری.😁
کلی شعر،قصه،یادگرفتی کلی آداب ورسوم یادگرفتی.
چهارشنبه هم تومهدجشن شب یلدابودکه کلی کیف کردی ورقصیدی،شنبه هم رفتیم خونه ی پدربابایی وآخرسرم اومدیم خونه پدرمن براتبریک شب یلدا.
کلی خلاصه کردم وبرات نوشتم انشاالله بتونم عکسهای این مدت روبزارم.
دوستت دارم نفس مامانی
این مدت اینقدرسرم مشغوله اصلاوقت نکردم به وبلاگ دوستان سربزنم ازهمینجاازهمشون معذرت میخوام.بخداواکسن واسباب کشی ویاددادن حروف الفباخیلی سخته کلا وقت آدمومیگیره.😁باهزارمکافات باآرتین کارمیکنم مثلا میگم حرف اول آرتین چیه میگه آر😁
یاحرف اول دستمال چیه میگه دس😁
خلاصه کلی وقت میبره تایادبگیره،البته اینم بگماگاهی وقتاهم خودبه خودمیگه واقعاموندم.
دوستای گلم به یادهمتونم انشالله زودی میام وبتون سرمیزنم ازم دلخورنشین.
فداتون ...😘😘😘










تولدت مبارک زندگی من










کیک وژله به کمک آرتین جون درست شده







😘😘😘
خوبی عشق مامان؟الهی من فدات بشم پسرنازنینم
خب...اول ازهمه ازت معذرت میخوام که کلی تنبل شدم ووبلاگت روآپدیت نمیکنم.
جونم برات بگه که امسال مدرسه رفتنت فرق کرده وکلی آقاشدی واصلااذییت نمیکنی وکلی هم عاقل شدی الهی من دورت بگردم.
سیزده آبان تولدت بود
*فرشته ی من تولدت مبارک*
انشاالله همیشه تنت سالم باشه،لبات خندون باشه،وتوزندگیت موفق باشی.
خب صبح بامامانم رفتیم بهداشت تاواکسنتوبزنیم باکلی انرژی رفتی وهمش میگفتی من نمیترسم من مردهستم😊خلاصه واکسنوزدیم وکلی دردوعذاب کشیدی فدات بشم من کاش همه درداتومن میکشیدم.بهونه آوردی وخونه نرفتی وگفتی بریم خونه آنا(مادربزرگ من).رفتیم اونجاوشبم اومدیم خونه مامانم هم دردداشتی هم تب دستتم اصلانمیتونستی تکون بدی.فرداش بایدمیبردمت مهدبراسنجش باهزارمکافات رفتیم اونجاوشکرخداسالم بودی.اونجابامدیرتون صحبت کردم که هفته ی بعدتولدتواونجابرگزارکنیم وتوکامل خوب بشی.دوسه روزبعدباسامان دعوات شد وگفتی تومهدتولدنمیخوام.(سامان پسرخاله ی من همکلاسی آرتین).
خلاصه تصمیم گرفتی تولدرووقتی برف اومدبریم توپارک بگیریم .که بعداازاونم منصرف شدی.
بیست ودوی آبان اسباب کشی کردیم خونه مونوفروختیم ویه زمین خریدیم وحالانزدیک مامانم اینااجاره کردیم واینجاهم همش اونجامیمونی کیف وکتاب ولباساتم اونجاس فقط گاهی میای به ماسرمیزنی ومیری.😁
کلی شعر،قصه،یادگرفتی کلی آداب ورسوم یادگرفتی.
چهارشنبه هم تومهدجشن شب یلدابودکه کلی کیف کردی ورقصیدی،شنبه هم رفتیم خونه ی پدربابایی وآخرسرم اومدیم خونه پدرمن براتبریک شب یلدا.
کلی خلاصه کردم وبرات نوشتم انشاالله بتونم عکسهای این مدت روبزارم.
دوستت دارم نفس مامانی
این مدت اینقدرسرم مشغوله اصلاوقت نکردم به وبلاگ دوستان سربزنم ازهمینجاازهمشون معذرت میخوام.بخداواکسن واسباب کشی ویاددادن حروف الفباخیلی سخته کلا وقت آدمومیگیره.😁باهزارمکافات باآرتین کارمیکنم مثلا میگم حرف اول آرتین چیه میگه آر😁
یاحرف اول دستمال چیه میگه دس😁
خلاصه کلی وقت میبره تایادبگیره،البته اینم بگماگاهی وقتاهم خودبه خودمیگه واقعاموندم.
دوستای گلم به یادهمتونم انشالله زودی میام وبتون سرمیزنم ازم دلخورنشین.
فداتون ...😘😘😘










تولدت مبارک زندگی من










کیک وژله به کمک آرتین جون درست شده







😘😘😘
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



*روزهای پاییزی* 



